ترجمه "meaning" به فارسی

معنی, منظور, مفهوم بهترین ترجمه های "meaning" به فارسی هستند.

meaning adjective noun verb دستور زبان

Present participle of mean. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معنی

    noun

    definition or connotation of a word [..]

    I'm afraid that in my translation, part of the original meaning has been lost.

    می ترسم، که در ترجمه من بخشی از معنی متن اصلی از دست رفته باشد.

  • منظور

    noun

    You mean you must become a part of me.

    منظور تو این است که باید قسمتی از وجود من بشوی.

  • مفهوم

    noun

    This place bears no meaning for me any longer.

    اينجا ها ديگه برام معني و مفهوم ندارن.

  • ترجمه های کمتر

    • مقصود
    • مفاد
    • اهمیت
    • نیت
    • چم
    • کام
    • آرش
    • دلخواست
    • فحوا
    • چمین
    • ارش
    • حامله
    • بیانگر
    • با معنی
    • خواسته
    • در بردارنده
    • معنی دار
    • چم دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meaning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "meaning" با ترجمه به فارسی

  • (اسب) چموش · (ریاضی) واسطه · (سگ) گیرنده · (عامیانه) علیل · (نادر) دون پایه · آرش دادن · اعتدال · اندک · انگشتال · بخیل · بد · بدجنس · بدخلق · بدسگال · بدنما · به منظور · بی ارزش · بی اصل و نسب · تردستانه · حد متوسط · خبیث · خجل · خسیس · خوار · خواستن · خودخواه · خودپسند · دردمند 0 · دون · رجوع شود به arithmatic mean · رموک · زبون · زفت · سرافکنده · سفله · شرمگین · شرور · فرومایه · فقیرانه · فقیرنشین · فکسنی · ماهرانه · متوسط · محقر · معدل · ممسک · مندرس · میانه روی · میانگر · میانگیر · میانگین · میانین · ناتندرست · ناخوش · ناخوشایند · نافرمان · ناچیز · نه خوب نه بد · پایین · پست · چم داشتن · ژنده · کم مقام · کوته نظر · گدازاده · یعنی
  • امکانات شغلی
  • (ریاضی) میانگین هماهنگ · میانگین توافقی · میانگین همساز · واسطه ی توافقی
  • خوان
اضافه کردن

ترجمه های "meaning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه