ترجمه "meatless" به فارسی
بدون غذا, بی گوشت, هنگام پرهیز از گوشت بهترین ترجمه های "meatless" به فارسی هستند.
meatless
adjective
دستور زبان
Without meat; vegetarian. [..]
-
بدون غذا
-
بی گوشت
After a supper of meatless cabbage soup he went to sleep.
سپس شامی از سوپ کلم بی گوشت خورد و به رختخواب رفت.
-
هنگام پرهیز از گوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meatless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن