ترجمه "meaty" به فارسی

گوشتی, پرگوشت, گوشتالو بهترین ترجمه های "meaty" به فارسی هستند.

meaty adjective دستور زبان

Of, relating to, or containing meat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشتی

    adjective
  • پرگوشت

  • گوشتالو

    cut the meaty back into two pieces.

    پشت گوشتالو را دو تکه کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • چاق
    • لمتر
    • پرمغز
    • گوشتناک
    • گوشتین
    • پرمعنی
    • اندیش انگیز
    • دارای طعم گوشت
    • گوشت مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meaty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "meaty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "meaty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه