ترجمه "mechanic" به فارسی

مکانیک, مكانيك, مکانيک بهترین ترجمه های "mechanic" به فارسی هستند.

mechanic noun adjective دستور زبان

A skilled worker capable of building or repairing machinery. A mechanic can be compared to a technician, the distinction being that the technician is stronger in theory, the mechanic stronger in hands-on experience. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مکانیک

    noun

    profession

    Moments after Jeff left the garage a detective was interrogating the mechanic.

    به محض این که جف از گاراژ بیرون آمد، کارا گاه مکانیک را به باد سوال بست.

  • مكانيك

    The ultramodern science of quantum mechanics is an ancient fact of life.

    علم فوق مدرن مكانيك كوانتوم يك واقعيت باستاني از زندگيست

  • مکانيک

    A mechanic came down with strep last week.

    هفته ي قبل يه مکانيک با گلودرد شديد اومد پايين.

  • ترجمه های کمتر

    • مکانیکی
    • ماشینی
    • تعمیرکار
    • کارگر
    • هنرور
    • افزارمند
    • افزارکار
    • افزارگر
    • (قدیمی) عمله
    • صنعت کار
    • ماشین کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mechanic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mechanic
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مکانیک

    noun

    Mechanics wanted Locke's Garage, Camden Town.

    استخدام افراد مکانیک در گاراژلوک تو شهر کام دن

عباراتی شبیه به "mechanic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mechanic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه