ترجمه "mechanical" به فارسی
مکانیکی, ماشینی, افزارگانی بهترین ترجمه های "mechanical" به فارسی هستند.
(now rare) Characteristic of someone who does manual labour for a living; coarse, vulgar. [..]
-
مکانیکی
adjectiveIt was as though it had been accelerated by mechanical inventions and the new motors.
گوئی با اختراعات مکانیکی و موتورهای تازه بر سرعت آن افزوده میشد.
-
ماشینی
A quite brilliant roboticist who once developed miniature mechanical bees for agricultural use.
یه ربات شناس کاملاً با استعداد که یکبار زنبورهای ماشینی کوچک رو برای استفاده ی کشاورزی توسعه داده
-
افزارگانی
-
ترجمه های کمتر
- خودکار
- افزارگری
- مكانيكی
- (قدیمی) وابسته به کار یدی یا عملگی
- از روی عادت
- بی فکر و احساس
- ساخت کاری
- ماشین وار
- وابسته به علم مکانیک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mechanical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Mechanical" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mechanical در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "mechanical" با ترجمه به فارسی
-
كنترل مكانيكي علف هرز
-
غیرخودکار
-
مهندسی مکانیک
-
جابجايي مكانيكي
-
عقیده به دخالت عمل مکانیکی در کیفیات ظاهر و طبیعی عمل مکانیکی
-
طرز کار بازار