ترجمه "medicinal" به فارسی
دارویی, شفابخش, درمانی بهترین ترجمه های "medicinal" به فارسی هستند.
medicinal
adjective
noun
دستور زبان
having the properties of medicine, or pertaining to medicine; medical. [..]
-
دارویی
In fact, I will give you a medicine and you will not remember a thing.
در واقع دارویی بهت میدهم که هیچ چیز یادت نیاید.
-
شفابخش
adjectiveThe medicine is not easy to swallow, but it does heal.
خوردن داروی تجویزشده آسان نیست، ولی شفابخش است.
-
درمانی
It is. It's a huge success story in modern medicine.
اون موفقیته. این داستان یک موفقیت بزرگ برای سیستم درمانی مدرنه.
-
ترجمه های کمتر
- درمانگر
- وابسته به دوا و درمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " medicinal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "medicinal" با ترجمه به فارسی
-
پزشکی فیزیکی و توانبخشی
-
داروشناسی
-
پزشکی ترمیمی
-
بهداشت رایگان (که هزینه ی آن توسط دولت تامین می شود)
-
مرده پژوهی (medical jurisprudence هم می گویند) · پزشکی ستیهشی · پزشکی قانونی · کالبدسنجی
-
طب فضایی · فضاپزشکی · پزشکی فضایی · پزشکی کیهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن