ترجمه "melissa" به فارسی
ملیسا, ملیسا, جنس بارنگبو بهترین ترجمه های "melissa" به فارسی هستند.
melissa
noun
دستور زبان
A plant of the Melissa genus, especially lemon balm, often used medicinally. [..]
-
ملیسا
taxonomic terms (plants)
Well, melissa's trapped in a box, too, man.
خب ملیسا هم تو یه جعبه گیر افتاده پسر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " melissa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Melissa
proper
noun
(Greek mythology) Bee-nymph in Greek mythology. [..]
-
ملیسا
female given name
Nice of Melissa to clear you a little spot there.
ملیسا لطف کرد و جای تو رو خالی کرد
-
جنس بارنگبو
-
جنس فرنجمشک
-
جنس وارنگبو
تصاویر با "melissa"
عباراتی شبیه به "melissa" با ترجمه به فارسی
-
ملیسا افیسینالیس
-
بادرنجبویه · ملیسا افیسینالیس · پونه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن