ترجمه "memoir" به فارسی

تذکره, خاطره, یادداشت بهترین ترجمه های "memoir" به فارسی هستند.

memoir noun دستور زبان

An autobiography; a book describing the personal experiences of an author. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تذکره

  • خاطره

    noun

    This is the kind of details we need in the memoirs.

    اين نوع جزئيات رو ما تو خاطرات بهش نياز داريم.

  • یادداشت

    noun

    نوعی نوشتۀ خودزندگینامهای یا زندگینامهای

    The quarrel over the valley of Dappes was begun between Switzerland and France by a memoir from Captain, afterwards General Dufour.

    منازعات را جه به درهداپ بین فرانسه و سو یس در نتیجه یک یادداشت کاپی تن دوفور که از آن موقع ژنرال شد، آغاز مییافت.

  • ترجمه های کمتر

    • یادبودها
    • یادنامه
    • (جمع) خود زیست نامه
    • (جمع) رویدادنامه
    • (جمع) صورتجلسه (به ویژه صورتجلسه و شرح بحث ها در انجمن های حرفه ای و علمی)
    • (کتبی) خاطرات
    • خاطرات
    • زندگی نامه
    • زیست نامه (به ویژه اگر توسط یکی از اقربای شخص نوشته شده باشد)
    • شرح حال
    • شرح وقایع
    • کارنامه (ی زندگی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " memoir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "memoir" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه) پیش نویس · رئوس (قرارداد یا عهدنامه و غیره) · یادداشت
  • تاریخچه · ترجمه احوال · سر گذشت · مقاله علمی · یادداشت
  • خاطرات یک گیشا
اضافه کردن

ترجمه های "memoir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه