ترجمه "memorable" به فارسی
به یاد ماندنی, فراموش نشدنی بهترین ترجمه های "memorable" به فارسی هستند.
memorable
adjective
دستور زبان
Worthy to be remembered; very important or remarkable. [..]
-
به یاد ماندنی
Oh, Ive come a long way since that memorable night.
وای از آن شب به یاد ماندنی راه درازی آمدهام.
-
فراموش نشدنی
Humiliation was to be for him the outstanding emotion of that memorable day.
در آن روز فراموش نشدنی، این احساس میبایست بر همهٔ تأثرات او غلبه داشته باشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " memorable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "memorable" با ترجمه به فارسی
-
اهمیت از نظریادداشت شدن · قابل یادداشت بودنی
-
از برکننده · حفظ کننده
-
حفظ کنی
-
از بر کردن · از برم کردن · بخاطر سپردن · به یاد سپردن · حفظ کردن · یاد سپردن · یادانیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن