ترجمه "menace" به فارسی
تهدید, خطر, ارعاب بهترین ترجمه های "menace" به فارسی هستند.
menace
verb
noun
دستور زبان
a perceived threat or danger [..]
-
تهدید
nounA beginning of mystery menaced the established order of things, which was suspicious and underhand.
یک نوع ظهور اسرار، چیزی را که نظام مستقر نامیده میشد و مظنون و ریاکار بود تهدید میکرد.
-
خطر
nounAnd each hour and day as great a menace to him as to her.
اکنون هرروز و هر ساعت خطر بزرگتر و بزرگتری تهدیدشان میکرد.
-
ارعاب
-
ترجمه های کمتر
- شیطان
- بیمداد
- تهديدكردن
- تهدیدکردن
- تخس
- (عامیانه) آدم مزاحم
- به خطر انداختن
- به مخاطره انداختن
- بیم آفرین
- بیم زا
- تهدید کردن
- در مخاطره انداختن
- در معرض خطر قرار دادن
- درخطر انداختن
- درخطر بودن
- مایه ی صدمن شیر
- موجب تهدید شدن
- موجب دردسر
- موی دماغ
- هر چیز تهدید کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menace " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menace" با ترجمه به فارسی
-
جنگ ستارگان اپیزود اول: تهدید شبح
-
بدشگون · بدیمن · تهدیدکننده · شیطانی · مصیبت بار · نهی کننده · گمراه کننده
-
بدشگون · بدیمن · تهدیدکننده · شیطانی · مصیبت بار · نهی کننده · گمراه کننده
-
بدشگون · بدیمن · تهدیدکننده · شیطانی · مصیبت بار · نهی کننده · گمراه کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن