ترجمه "menacing" به فارسی
بدشگون, بدیمن, تهدیدکننده بهترین ترجمه های "menacing" به فارسی هستند.
menacing
adjective
noun
verb
دستور زبان
Suggesting imminent harm. [..]
-
بدشگون
adjective -
بدیمن
adjective -
تهدیدکننده
adjectiveThe winter was coming on again, more menacing and cruel than ever.
باز زمستان تهدیدکننده تر و سختتری فرا میرسید.
-
ترجمه های کمتر
- شیطانی
- مصیبت بار
- نهی کننده
- گمراه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menacing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menacing" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) آدم مزاحم · ارعاب · به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · بیم آفرین · بیم زا · بیمداد · تخس · تهديدكردن · تهدید · تهدید کردن · تهدیدکردن · خطر · در مخاطره انداختن · در معرض خطر قرار دادن · درخطر انداختن · درخطر بودن · شیطان · مایه ی صدمن شیر · موجب تهدید شدن · موجب دردسر · موی دماغ · هر چیز تهدید کننده
-
جنگ ستارگان اپیزود اول: تهدید شبح
-
(عامیانه) آدم مزاحم · ارعاب · به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · بیم آفرین · بیم زا · بیمداد · تخس · تهديدكردن · تهدید · تهدید کردن · تهدیدکردن · خطر · در مخاطره انداختن · در معرض خطر قرار دادن · درخطر انداختن · درخطر بودن · شیطان · مایه ی صدمن شیر · موجب تهدید شدن · موجب دردسر · موی دماغ · هر چیز تهدید کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن