ترجمه "mende" به فارسی
سیاهپوست منده (قومی که در کشورهای افریقایی لیبریا و سیرالئون زیست می کنند) ترجمه "mende" به فارسی است.
mende
-
سیاهپوست منده (قومی که در کشورهای افریقایی لیبریا و سیرالئون زیست می کنند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mende " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mende
adjective
noun
proper
دستور زبان
(the Mendi; collective plural) A large West African ethnic group, speakers of the Mende language, living primarily in Sierra Leone and Liberia. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Mende" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mende در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "mende" با ترجمه به فارسی
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
-
ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است
-
(لباس و جوراب و غیره) وصله پینه شدنی · التیام (زخم و استخوان شکسته و غیره) · بازسازي تجهيزات · بازسازی · بهبود (از بیماری) · بهبودی · بهسازي · تعمیر · خوب شدن · مرمت · مرمتها · نوسازی · گردآوری شده برای تعمیر
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
-
(لباس و جوراب و غیره) وصله پینه شدنی · التیام (زخم و استخوان شکسته و غیره) · بازسازي تجهيزات · بازسازی · بهبود (از بیماری) · بهبودی · بهسازي · تعمیر · خوب شدن · مرمت · مرمتها · نوسازی · گردآوری شده برای تعمیر
-
(لباس و جوراب و غیره) وصله پینه شدنی · التیام (زخم و استخوان شکسته و غیره) · بازسازي تجهيزات · بازسازی · بهبود (از بیماری) · بهبودی · بهسازي · تعمیر · خوب شدن · مرمت · مرمتها · نوسازی · گردآوری شده برای تعمیر
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن