ترجمه "mending" به فارسی
مرمت, تعمیر, بهسازي بهترین ترجمه های "mending" به فارسی هستند.
mending
noun
verb
دستور زبان
Present participle of mend. [..]
-
مرمت
nounI'll mend it, where have you put it away?
من آن را مرمت خواهم کرد. آن را نگه داشتهای؟
-
تعمیر
nounIf they are too far gone to mend it can't be helped.
اگر آنقدر خرد شده که دیگر قابل تعمیر نیست. موضوع را فراموش کنید.
-
بهسازي
-
ترجمه های کمتر
- بازسازی
- بهبودی
- مرمتها
- نوسازی
- (لباس و جوراب و غیره) وصله پینه شدنی
- التیام (زخم و استخوان شکسته و غیره)
- بازسازي تجهيزات
- بهبود (از بیماری)
- خوب شدن
- گردآوری شده برای تعمیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mending " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mending" با ترجمه به فارسی
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
-
ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه است
-
سیاهپوست منده (قومی که در کشورهای افریقایی لیبریا و سیرالئون زیست می کنند)
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
-
(بیماری) خوب شدن · (زخم) التیام یافتن · (سلامتی - شکستگی استخوان) بهبود یافتن · اصلاح کردن · التیام · بازسازی · بهبود بخشیدن · بهبود(ی) · بهتر شدن · بهترکردن · تعمیر · تعمیر کردن · جوش خوردن · حل و فصل، رفع مشکل، فیصله دادن · درست کردن · رجوع شود به amends · رفو کردن · شفا دادن · شفا یافتن · لعنتی · مرمت · مرمت کردن · نوسازی · نوسازی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن