ترجمه "mendicancy" به فارسی
درویشی, گدایی بهترین ترجمه های "mendicancy" به فارسی هستند.
mendicancy
noun
دستور زبان
The act or state of being a mendicant [..]
-
درویشی
-
گدایی
in the presence of petticoats they have a mendicant air which sets the girls into fits of laughter;
دور و ورپاچین به پاها چنان ریخت گدایی به خود میگیرند که اسباب خنده کلفتها میشود!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mendicancy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mendicancy" با ترجمه به فارسی
-
گدایی
-
دربدر · درویش · دریوزه گر · راهب صدقه گیر · سائل · صدقه گیر · قلندر · قلندروار · وابسته به فرقه های مذهبی که اعضای آن از راه صدقه گیری زندگی می کنند · وابسته به گدایان · گدا · گداماب · گداوار
-
طریقتهای صدقهگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن