ترجمه "mendicant" به فارسی

گدا, درویش, قلندر بهترین ترجمه های "mendicant" به فارسی هستند.

mendicant adjective noun دستور زبان

Depending on alms for a living. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گدا

    noun

    The mendicant sighed and threw down the bag.

    گدا آهی کشید و پول را از دست افکند

  • درویش

    noun
  • قلندر

  • ترجمه های کمتر

    • قلندروار
    • گداماب
    • گداوار
    • سائل
    • دربدر
    • دریوزه گر
    • راهب صدقه گیر
    • صدقه گیر
    • وابسته به فرقه های مذهبی که اعضای آن از راه صدقه گیری زندگی می کنند
    • وابسته به گدایان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mendicant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mendicant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mendicant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه