ترجمه "menu" به فارسی
منو, صورتغذا, فهرست بهترین ترجمه های "menu" به فارسی هستند.
menu
noun
دستور زبان
A printed list of dishes offered in a restaurantW [..]
-
منو
nounlist from which the user may select an operation to be performed [..]
Pull out one, two, three menus and walk them to their table.
واسشون يک ، دو ، سه تا منو در مياري و مي بريشون سر يه ميز.
-
صورتغذا
printed list of dishes offered in a restaurant [..]
-
فهرست
nounlist from which the user may select an operation to be performed
If you'd like a menu in Gaelic, vial two.
اگه فهرست غذای اسکاتلندی رو میخوان ظرف شماره ی دو.
-
ترجمه های کمتر
- صورت غذا
- گزینگان
- (رستوران و غیره) فهرست خوراک
- (کامپیوتر و غیره) گزین فهرست
- فهرست امکانات
- فهرست خوراک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Menu
-
منو
pronounPull out one, two, three menus and walk them to their table.
واسشون يک ، دو ، سه تا منو در مياري و مي بريشون سر يه ميز.
تصاویر با "menu"
عباراتی شبیه به "menu" با ترجمه به فارسی
-
منوی شخصی
-
منوی شروع
-
فهرست میانبر
-
منوی پرونده
-
منوی مفاد
-
دکمه فهرست
-
منوی استارت
-
فرست فرعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن