ترجمه "merchant" به فارسی

بازرگان, تاجر, سوداگر بهترین ترجمه های "merchant" به فارسی هستند.

merchant verb noun دستور زبان

A person who traffics in commodities for profit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازرگان

    noun

    person who traffics in commodities [..]

    A bloodstained knife was found under the old merchant's pillow.

    دشنه خونآلودی زیر بالش بازرگان پیر پیدا شد.

  • تاجر

    noun

    person who traffics in commodities

    The merchant goes to a different city and is perfectly fine.

    تاجر به یه شهر متفاوت میره و هیچیش نمیشه

  • سوداگر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بازرگانی
    • کاسب
    • فروشنده
    • تجارتی
    • سوداگری
    • دکاندار
    • کاسبکار
    • داد و ستد کردن
    • سوداگری کردن
    • فروشنده / سایت فروشنده کالا (دارنده کالا در سیستم بازاریابی پورسانتی)
    • معامله گر
    • مغازه دار
    • وابسته به ناوگان بازرگانی
    • پیشه ور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " merchant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Merchant proper

A surname.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاجر

    I yanked The Merchant of Venice off the shelf and flipped it open to the title page.

    تاجر ونیزی را از کتابخانه بیرون کشیدم و صفحهی اولش را باز کردم.

عباراتی شبیه به "merchant" با ترجمه به فارسی

  • مرکز بازرگانی صادراتی
  • حق العمل کار (که در مقابل کارمزد از سوی مشتریان خرید وفروش می کند) · حق العمل کار – دلال · دلال
  • ترابری · حمل · سرنشینان کشتی بازرگانی · ناوگان · ناوگان بازرگانی · کشتیرانی
  • باری · مرد تاجر · کشتی تجارتی
  • (حقوق) قوانین بازرگانی مبتنی بر سنت و عرف
  • ترابری · حمل · ناوگان · ناوگان بازرگانی · کشتیرانی
  • بازرگان واسطه
  • بانک بازرگانی
اضافه کردن

ترجمه های "merchant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه