ترجمه "merchandise" به فارسی

کالا, جنس, متاع بهترین ترجمه های "merchandise" به فارسی هستند.

merchandise verb noun دستور زبان

(uncountable) Commodities offered for sale. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کالا

    noun

    The rifles will be hidden in bales of merchandise and will come straight through from England.

    تفنگها در عدلهای کالا، پنهان، و مستقیماً از انگلستان وارد میشود.

  • جنس

    noun

    So I figure I keep the merchandise, you keep the green.

    خوب حساب کردم من جنس ها رو نگه ميدارم شما پولهارو برمي دارين.

  • متاع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تجارت کردن
    • بازرگانی
    • سوداگری
    • دانگانه
    • (برای فروش
    • (برای فروش) عرضه کردن
    • (مهجور) دادوستد
    • آگهی و سازماندهی و غیره کردن) بازارپردازی کردن (در برابر: بازاریابی marketing)
    • اجناس
    • بازرگانی کردن
    • خرید و فروش کردن
    • داد و ستد کردن
    • سوداگری کردن
    • مال التجاره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " merchandise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "merchandise"

عباراتی شبیه به "merchandise" با ترجمه به فارسی

  • موجودی کالای توقیف شده
  • (بخشی از بازاریابی marketing که با افزایش فروش از راه آگهی و حراج و قیمت گذاری و آراستن فروشگاه و غیره سروکار دارد)بازارپردازی
  • بهای تمام شده کالای فروش رفته
اضافه کردن

ترجمه های "merchandise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه