ترجمه "mercenary" به فارسی

سرباز حرفهای, مزدور, پولکی بهترین ترجمه های "mercenary" به فارسی هستند.

mercenary adjective noun دستور زبان

A person employed to fight in an armed conflict who is not a member of the state or military group for which they are fighting and whose prime or sole motivation is private gain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز حرفهای

    soldier who fights for hire

  • مزدور

    noun

    They shook hands again, and the two mercenaries left.

    آنها مجددا دست دادند و دو مزدور از آنجا رفتند.

  • پولکی

    You're a corrupt and mercenary man, Detective.

    تو آدم فاسد و پولکی هستی ، کاراگاه

  • ترجمه های کمتر

    • اجیر
    • آزمندانه
    • خریدنی
    • مزدوروار
    • آزمند
    • (کسی که برای پول هر کاری می کند) مزدور
    • سرباز مزدور
    • نبرد پیشه
    • پول دوست
    • پول پرست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mercenary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mercenary
+ اضافه کردن

"Mercenary" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mercenary در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "mercenary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mercenary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه