ترجمه "mere" به فارسی

محض, دریاچه, فقط بهترین ترجمه های "mere" به فارسی هستند.

mere adjective noun verb دستور زبان

(obsolete) the sea [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محض

    adjective

    Yet at the mere mention of Smillie's name shrinking as thoughstruck.

    اما به محض شنیدن نام اسمایلی طوری به خود تپید که انگار سیلی محکمی خورده است.

  • دریاچه

    noun

    He went alone to look in Mirror mere.

    به تنهایی رفته بود تا در دریاچه آبگین بنگرد.

  • فقط

    adverb

    What we have here is a mere broken vessel.

    ما اينجا چي داريم فقط يک رگ منقطع هست.

  • ترجمه های کمتر

    • تنها
    • صرف
    • قسمت
    • شاخابه
    • استخر
    • سرحد
    • (انگلیس - محلی) مرداب
    • (انگلیس - محلی) مرز
    • (شعر قدیم) دریاچه
    • (مهجور) دریا
    • - پار [blastomere]
    • پسوند: بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mere

ISO 639-6 entity

+ اضافه کردن

"Mere" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mere در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "mere" با ترجمه به فارسی

  • کاک قادر
  • منحصرا، فقط
  • (مهجور) کاملا · تنها · صرفا · فقط · همین بس
  • (مهجور) کاملا · تنها · صرفا · فقط · همین بس
  • (مهجور) کاملا · تنها · صرفا · فقط · همین بس
  • (مهجور) کاملا · تنها · صرفا · فقط · همین بس
  • (مهجور) کاملا · تنها · صرفا · فقط · همین بس
اضافه کردن

ترجمه های "mere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه