ترجمه "merely" به فارسی

فقط, تنها, صرفا بهترین ترجمه های "merely" به فارسی هستند.

merely adverb دستور زبان

(focus) only, just, and nothing more [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فقط

    adverb

    What we have here is a mere broken vessel.

    ما اينجا چي داريم فقط يک رگ منقطع هست.

  • تنها

    adjective

    Labor is not merely a necessity but a pleasure.

    کار دستی تنها یک بایستگی نیست بلکه یک لذت است.

  • صرفا

    And when seven weeks at sea have passed, well, she'll be grateful merely to be alive.

    و وقتي که هفت هفته در دريا گذشت. صرفا سپاسگزارمون خواهد بود که زنده است.

  • ترجمه های کمتر

    • (مهجور) کاملا
    • همین بس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " merely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Merely
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منحصرا، فقط

عباراتی شبیه به "merely" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس - محلی) مرداب · (انگلیس - محلی) مرز · (شعر قدیم) دریاچه · (مهجور) دریا · - پار [blastomere] · استخر · تنها · دریاچه · سرحد · شاخابه · صرف · فقط · قسمت · محض · پسوند: بخش
  • کاک قادر
  • (انگلیس - محلی) مرداب · (انگلیس - محلی) مرز · (شعر قدیم) دریاچه · (مهجور) دریا · - پار [blastomere] · استخر · تنها · دریاچه · سرحد · شاخابه · صرف · فقط · قسمت · محض · پسوند: بخش
  • (انگلیس - محلی) مرداب · (انگلیس - محلی) مرز · (شعر قدیم) دریاچه · (مهجور) دریا · - پار [blastomere] · استخر · تنها · دریاچه · سرحد · شاخابه · صرف · فقط · قسمت · محض · پسوند: بخش
اضافه کردن

ترجمه های "merely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه