ترجمه "messiness" به فارسی

شلوغی, درهم برهمی بهترین ترجمه های "messiness" به فارسی هستند.

messiness noun دستور زبان

The property of being messy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شلوغی

    A state of confusion and disorderliness.

    You're messy on the inside.

    تو از درون شلوغی

  • درهم برهمی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " messiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "messiness" با ترجمه به فارسی

  • آشفته · به هم ریخته · درهم و برهم · شلخته · لچر · نابسامان · نامرتب · پریشان · پلشت · پلشت گر · پچل · کثیف · کثیف کننده
  • لیونل مسی
  • آشفته · به هم ریخته · درهم و برهم · شلخته · لچر · نابسامان · نامرتب · پریشان · پلشت · پلشت گر · پچل · کثیف · کثیف کننده
اضافه کردن

ترجمه های "messiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه