ترجمه "messy" به فارسی

آشفته, کثیف, شلخته بهترین ترجمه های "messy" به فارسی هستند.

messy adjective دستور زبان

In a disorderly state; chaotic; disorderly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشفته

    adjective

    It soon gets messy without the wife around!

    بزودی ، بدون زن ، آشفته میشه.

  • کثیف

    adjective

    She treated me like I was a messy room.

    من برای اون مثل یه اتاق کثیف بودم.

  • شلخته

  • ترجمه های کمتر

    • پلشت
    • نامرتب
    • لچر
    • پچل
    • نابسامان
    • پریشان
    • به هم ریخته
    • درهم و برهم
    • پلشت گر
    • کثیف کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " messy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "messy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "messy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه