ترجمه "methodical" به فارسی
روشمند, اسلوبی, آرنگ دار بهترین ترجمه های "methodical" به فارسی هستند.
methodical
adjective
دستور زبان
In an organized manner; proceeding with regard to method; systematic. [..]
-
روشمند
-
اسلوبی
-
آرنگ دار
-
ترجمه های کمتر
- باقاعده (methodic هم می گویند)
- حساب و کتاب دار
- روش دار
- شیوه دار
- منظم و مرتب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " methodical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "methodical" با ترجمه به فارسی
-
روشهای سمعی و بصری
-
روشهای محاسبه استهلاک
-
روش ثبت رویدادهای مالی در دفتر روزنامه
-
روش گرادیان مزدوج
-
الگوی متد کارخانه شی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن