ترجمه "methodic" به فارسی
مرتب, از روی متد وروش, منظم، روشمند بهترین ترجمه های "methodic" به فارسی هستند.
methodic
adjective
دستور زبان
Variant of methodical. [..]
-
مرتب
She passed in and out of the hut, and he lazily watched her methodical actions.
در کلبه آمد و شد میکرد و فیلیپ به رفتار و اداهای مرتب و یکنواختش نگاه میکرد.
-
از روی متد وروش
-
منظم، روشمند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " methodic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "methodic" با ترجمه به فارسی
-
روشهای سمعی و بصری
-
روشهای محاسبه استهلاک
-
روش ثبت رویدادهای مالی در دفتر روزنامه
-
روش گرادیان مزدوج
-
الگوی متد کارخانه شی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن