ترجمه "Method" به فارسی
روش, روش, متد بهترین ترجمه های "Method" به فارسی هستند.
-
روش
nounWe've tried every conceivable method, but absolutely nothing works.
ما هر روش ممکن را بکار گرفتیم ،ولی هیچکدام اثر بخش نبود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Method " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A process by which a task is completed; a way of doing something. [..]
-
روش
nounprocess by which a task is completed [..]
We've tried every conceivable method, but absolutely nothing works.
ما هر روش ممکن را بکار گرفتیم ،ولی هیچکدام اثر بخش نبود.
-
متد
nounprocess by which a task is completed [..]
Well, the actual method of killing was all identical.
خب متد همه ی قتل ها شناسایی شده
-
شیوه
nounprocess by which a task is completed
The method followed had been the only one possible.
اما شیوه ای که آنها در پیش گرفته بودند تنها شیوه ممکن بود.
-
ترجمه های کمتر
- طریقه
- راه
- منوال
- طرز
- نوع
- اسلوب
- رویه
- روند
- نظم
- قاعده
- ترتیب
- آرنگ
- هنجار
- گواش
- شگرد
- لم
- روال
- حساب و کتاب M( -3 بزرگ - با: the - این روش ایفای نقش در تئاتر: هنرپیشه می کوشد تا خودش را کاملا در قالب کسی در بیاورد که نقش او رابازی می کند و نه بالعکس) روش متد
- وابسته به روش متد
عباراتی شبیه به "Method" با ترجمه به فارسی
-
روشهای سمعی و بصری
-
روشهای محاسبه استهلاک
-
روش ثبت رویدادهای مالی در دفتر روزنامه
-
روش گرادیان مزدوج
-
الگوی متد کارخانه شی