ترجمه "metropolitanize" به فارسی
تبدیل به کلان شهر کردن, کلان شهری کردن بهترین ترجمه های "metropolitanize" به فارسی هستند.
metropolitanize
verb
دستور زبان
To make metropolitan; to adapt to the norms of a metropolis.
-
تبدیل به کلان شهر کردن
-
کلان شهری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metropolitanize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "metropolitanize" با ترجمه به فارسی
-
تالار اپرای متروپولیتن نیویورک
-
فرودگاه متروپولیتن وین کانتی دیترویت
-
موزه متروپولیتن نیویورک
-
شبکه کلانشهری
-
(در نظر کوچ نشینان) وابسته به موطن اصلی · (کلیسای ارتدکس) مطران · (کلیسای کاتولیک) سرمطران (که مطران های ایالت زیر نظر او هستند) · (یونان باستان) شهروندسرزمین مادری · آدم شهری و با فرهنگ · شهرنشین · مادر شهرنشین · مادرشهری · مرکزی · میهنی · وابسته به پایتخت · وابسته به کلان شهر · کلان شهری
-
منطقه شهری
-
اسقف شهری
-
دانشگاه متروپلیتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن