ترجمه "mickey" به فارسی

(انگلیس - خودمانی) قوت قلب, روحیه ی خوب, لاف و گزاف بهترین ترجمه های "mickey" به فارسی هستند.

mickey noun دستور زبان

(chiefly Canada, informal) A small bottle of liquor, holding 375 ml or 13 oz., typically shaped to fit in one's pocket. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (انگلیس - خودمانی) قوت قلب

  • روحیه ی خوب

  • لاف و گزاف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mickey " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mickey noun proper دستور زبان

(slang) A Mickey Finn; a beverage, usually alcoholic, that has been drugged. [..]

+ اضافه کردن

"Mickey" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mickey در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "mickey" با ترجمه به فارسی

  • (اثر والت دیسنی کارتون ساز امریکایی) میکی ماوس · (موسیقی رقص) بی حالت و بی مزه · بچگانه · ساده شده و سطحی · میکیماوس
  • (خودمانی) نوشیدنی الکلی که در آن مواد مخدر یا مسهل ریخته اند و بدون آگاهی به شخصی می خورانند (Mickey هم می گویند)
  • میکیماوس
اضافه کردن

ترجمه های "mickey" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه