ترجمه "micro" به فارسی
کوچک, میکرو, کم بهترین ترجمه های "micro" به فارسی هستند.
Small, relatively small; used to contrast levels of the noun modified. [..]
-
کوچک
adjectiveThey want to move from micro to medium and beyond.
اونا می خواهند از کوچک به متوسط و ورای اون بروند.
-
میکرو
prefix denoting 10 to the −6th power
If you are in the corporate sector, you love micro-credit.
اگر در بخس اقتصادی هستید، اعتبار میکرو را دوست دارید.
-
کم
adjectiveOnce you've made 365 micro-payments, the system is unlocked,
وقتی شما ۳۶۵ پرداخت کم انجام دهید سیستم باز می شود،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " micro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A town in North Carolina.
"Micro" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Micro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "micro" با ترجمه به فارسی
-
بزرگ ساز · بزرگ کننده ی چیزهای ریز[microphone و microscope] · به طور نابهنجار کوچک [microcephaly] · خ رد · ریز · میکروسکوپی [micrography] · وابسته به میکروسکوپ · کهین [microcosm] · یک میلیونیم [micr-( ]microsecond هم می نویسند)
-
ایامدی
-
ریزسیاهچاله
-
تأثیرگذار کوچک · خرده تاثیرگذار، خرده موثر
-
Drilled, tapped holes for securing the MICRO
-
مدیریت ذره بینی
-
گرما و توان میکروترکیبی
-
میکرو