ترجمه "micro-" به فارسی
بزرگ ساز, بزرگ کننده ی چیزهای ریز[microphone و microscope], به طور نابهنجار کوچک [microcephaly] بهترین ترجمه های "micro-" به فارسی هستند.
micro-
Prefix
دستور زبان
Very small. [..]
-
بزرگ ساز
-
بزرگ کننده ی چیزهای ریز[microphone و microscope]
-
به طور نابهنجار کوچک [microcephaly]
-
ترجمه های کمتر
- خ رد
- ریز
- میکروسکوپی [micrography]
- وابسته به میکروسکوپ
- کهین [microcosm]
- یک میلیونیم [micr-( ]microsecond هم می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " micro- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Micro-
-
میکرو
If you are in the corporate sector, you love micro-credit.
اگر در بخس اقتصادی هستید، اعتبار میکرو را دوست دارید.
عباراتی شبیه به "micro-" با ترجمه به فارسی
-
ایامدی
-
ریزسیاهچاله
-
میکرو · کم · کوچک
-
تأثیرگذار کوچک · خرده تاثیرگذار، خرده موثر
-
Drilled, tapped holes for securing the MICRO
-
مدیریت ذره بینی
-
گرما و توان میکروترکیبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن