ترجمه "midst" به فارسی

در وسط, میان, وسط بهترین ترجمه های "midst" به فارسی هستند.

midst noun adposition دستور زبان

A place (literal or metaphoric) in the middle of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در وسط

    noun

    They showed no surprise at the giant wolf that stood in our midst.

    آنها از گرگ بزرگی که در وسط ایستاده بود نیز متعجب نشدند.

  • میان

    noun

    Inexhaustible in the matter ofgrape shot, they created explosions in their assailants' midst.

    چون گلولههای توپشان تمام نشدنی بود انفجار میان مهاجمان ایجاد میکردند.

  • وسط

    They showed no surprise at the giant wolf that stood in our midst.

    آنها از گرگ بزرگی که در وسط ایستاده بود نیز متعجب نشدند.

  • ترجمه های کمتر

    • دل
    • میانگاه
    • (شعر قدیم) در میان
    • در (midst' هم می نوشتند)
    • قسمت وسط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " midst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "midst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه