ترجمه "migrator" به فارسی

مهاجر, کوچنده, پرنده مهاجر بهترین ترجمه های "migrator" به فارسی هستند.

migrator noun دستور زبان

(computing) A computer program that helps move objects between locations, e.g. from a legacy system to a new technology. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهاجر

    noun

    migrating whales may with great confidence be looked for.

    با اطمینان کامل انتظار دیدن والهای مهاجر را داشت.

  • کوچنده

  • پرنده مهاجر

  • کوچ کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " migrator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "migrator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "migrator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه