ترجمه "migration" به فارسی

مهاجرت, کوچ, تراكوچي بهترین ترجمه های "migration" به فارسی هستند.

migration noun دستور زبان

moving a place to live to another place for a while [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهاجرت

    noun

    This species holds the record for long-distance migration.

    این گونه جانوری رکورد مهاجرت طولانی را در دست دارد.

  • کوچ

    noun

    Come on, guys, we're gonna miss the migration.

    يالا ، بچه ها ما از دست ميديم کوچ رو

  • تراكوچي

  • ترجمه های کمتر

    • (شیمی) جا به جایی اتم ها
    • جلای وطن
    • حرکت یون ها به سوی الکترود
    • مهاجران همراه
    • گروه کوچگر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " migration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "migration" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "migration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه