ترجمه "migrant" به فارسی

مهاجر, کوچنده, کوچگر بهترین ترجمه های "migrant" به فارسی هستند.

migrant adjective noun دستور زبان

A migratory bird or other animal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهاجر

    adjective

    There are 232 million international migrants in the world.

    232 میلیون مهاجر بینالمللی در جهان وجود دارد.

  • کوچنده

  • کوچگر

  • ترجمه های کمتر

    • سیار
    • بوم رها
    • کوچ کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " migrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "migrant" با ترجمه به فارسی

  • كارگران خارجي · كارگران مهاجر · کارگر مهاجر
  • کارگر مهاجر
  • (کوچ کننده از یک بخش به بخش دیگر همان کشور) اندرکوچگر
  • (انسان یا جانور) کوچ گر (از یک بخش کشور یا سرزمین به بخش دیگر آن) · برون کوچ · کوچنده
  • كارگران خارجي · كارگران مهاجر · کارگر مهاجر
اضافه کردن

ترجمه های "migrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه