ترجمه "mildew" به فارسی

کپک, سفیدک, بادزدگی بهترین ترجمه های "mildew" به فارسی هستند.

mildew verb noun دستور زبان

(botany) A growth of minute powdery or webby fungi, whitish or of different colors, found on various diseased or decaying substances. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کپک

    noun

    Molasses, mildew, dunnies, and now mangroves.

    ملاس، کپک، مستراحهای محلی، بعلاوهی کرنا.

  • سفیدک

  • بادزدگی

  • ترجمه های کمتر

    • كپك
    • (هر بیماری گیاهی که توسط قارچ های کپک زا ایجاد شود) سفیدک
    • باد زدگی
    • زنگ گیاهی
    • لکه ی قارچی
    • کپک دار شدن یا کردن
    • کپک زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mildew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mildew"

عباراتی شبیه به "mildew" با ترجمه به فارسی

  • سفيدكهاي كركي · سفيدكهاي پودري · سفیدکها
  • سفيدكهاي كركي · سفيدكهاي پودري · سفیدکها
  • (گیاه شناسی) · بیماری سفیدک گردی · سفیدک آردی (قارچ های راسته ی Erysiphales که آفت گیاهان هستند) · سفیدک پودری · سفیدک گردی
  • (بیماری گیاهی) سفیدک کرکی (که توسط قارچ های تیره ی Peronosporaceae ایجاد می شود)
  • سفيدكهاي كركي · سفيدكهاي پودري · سفیدکها
اضافه کردن

ترجمه های "mildew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه