ترجمه "mildewy" به فارسی
باد خورده, کپرک زده, کپک زده بهترین ترجمه های "mildewy" به فارسی هستند.
mildewy
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or affected with mildew [..]
-
باد خورده
-
کپرک زده
-
کپک زده
He was reminded achingly of the sunny kitchen, the cold glass of Coke, the old and mildewy Tom Swift books.
بادرد و رنج، آشپزخانه، آفتابگیر، لیوان خنک نوشابه، کتاب کهنه و کپک زده تام سویفت را بخاطرمیاورد،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mildewy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن