ترجمه "milkiness" به فارسی

شیررسانی, حالت شیری بهترین ترجمه های "milkiness" به فارسی هستند.

milkiness noun دستور زبان

The property of being milky. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیررسانی

  • حالت شیری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " milkiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "milkiness" با ترجمه به فارسی

  • (نجوم) راه شیری (نام کهکشانی که منظومه ی شمسی و کره ی زمین هم جز آن هستند) · راه شیری · کهکشان راه شیری
  • بدرود راه شیری
  • بزدل · بی عرضه · تسلیم · زبون · شیر · شیر مانند (به ویژه از نظر رنگ) · شیرآور · شیردار · شیرزا · شیری · شیری رنگ · وابسته به شیر · پر از شیر
  • لکلک شیری
  • کهکشان راه شیری
  • بیماری سفیدک (انواع بیماری های لیسه ی سوسک های سرگین)
  • کهکشان راه شیری
  • (نجوم) راه شیری (نام کهکشانی که منظومه ی شمسی و کره ی زمین هم جز آن هستند) · راه شیری · کهکشان راه شیری
اضافه کردن

ترجمه های "milkiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه