ترجمه "milking" به فارسی

شیردوشی, شيردوشي دستي بهترین ترجمه های "milking" به فارسی هستند.

milking noun verb دستور زبان

Present participle of milk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیردوشی

    Now you don't look like you came in from milking the cows.

    حالا شبیه کسی نیستی که تازه از شیردوشی گاوها اومده

  • شيردوشي دستي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " milking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "milking" با ترجمه به فارسی

  • شیر مادیان
  • (از مار و غیره) زهر گرفتن · (جانوران) شیردادن · (شیر) دوشیدن · (غیر منصفانه) بهره گیری کردن · schir · امولسیون · تلکه کردن · درکشیدن · دوشیدن · ریچار · شير · شير خام · شير كامل · شیر · شیر (خوراکی) · شیره ی سپید رنگ · عصاره · هر آبگونه ی شیر مانند · کلاشی کردن · گیاشیر
  • گويچههاي چربي شير
  • شیر میش
  • شیرکاکائو
اضافه کردن

ترجمه های "milking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه