ترجمه "miller" به فارسی

آسیابان, آسيابان, آسبان، آسیاگر، طحّان بهترین ترجمه های "miller" به فارسی هستند.

miller noun دستور زبان

A person who owns or operates a mill, especially a flour mill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیابان

    noun

    person who produces flour or other products by operating a mill

    The miller showed Sabine's little girl how to make shadows with her hands.

    آسیابان به دختر ساب ین یاد میداد که چه گونه با دست روی دیوار سایه بیندازد.

  • آسيابان

    A person who owns or operates a mill, especially a flour mill.

    nothing more than a projectionist without films, a miller without flour. he has nothing left

    بيش از يک آپاراتچي بدون فيلم ، يا يک آسيابان بدون آرد نيست هيچي نيست

  • آسبان، آسیاگر، طحّان

  • ترجمه های کمتر

    • آسیابدار
    • آسیابچی
    • آرتور میلر (نمایشنامه نویس امریکایی - 5191)
    • انواع بیدها و پروانه هایی که بال آنها از گرد آرد مانندی پوشیده شده است (مثل لباس آسیابان ها)
    • رجوع شود به milling machine
    • هنری میلر (رمان نویس امریکایی - 089
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miller " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Miller proper noun

An English and Scottish occupational surname for a miller. [..]

+ اضافه کردن

"Miller" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Miller در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "miller" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "miller" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه