ترجمه "millesimal" به فارسی
هزارمین, دارای هزار (عدد از چیزی), وابسته به هزار بهترین ترجمه های "millesimal" به فارسی هستند.
millesimal
adjective
دستور زبان
thousandth; consisting of thousandth parts
-
هزارمین
-
دارای هزار (عدد از چیزی)
-
وابسته به هزار
-
یک هزارم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " millesimal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن