ترجمه "mills" به فارسی

آسیابها ترجمه "mills" به فارسی است.

mills verb noun

Plural form of mill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیابها

    He's got other mills like it.

    روی بقیهی آسیابها هم دست گذاشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mills " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mills proper noun

An English and Scottish surname, variant of Mill or Miles. [..]

+ اضافه کردن

"Mills" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mills در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "mills" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - سکه نیست) میل (یک دهم سنت یا یک هزارم دلار - در حسابداری و بانکداری و غیره به کار می رود) · (با: about یا around)پرسه زدن · (بی هدف) گشتن · (ظاهرا با بی هدفی) رفت و آمد کردن · (عامیانه) هرجا که چیزی به تندی و به طور روزمره تولید شود یا عملی با بی دقتی انجام شود · (نادر) شکلات را هم زدن و کف آلود کردن 4 · آجیدن 3 · آرد کردن 1 · آس · آسیا · آسیا کردن · آسیاب · آسیاب (بنای آسیاب یا دستگاه آسیاب) · در هم لولیدن · دستگاه آسیاب · دستگاه خرد کردن یا آرد کردن هر چیز سخت یا دانه مانند یا میوه جات · دستگاه سکه زنی · دستگاه مهرزنی فلز · دستگاه نورد · دستگاه پرداخت فلز · رجوع شود به milling cutter · رجوع شود به milling machine · سطح برجسته · سنگ شکن · فرز · لبه ی برجسته (در اثر نورد کردن) · لبه ی سکه را برجسته و شیار دار کردن 2 · نقش برجسته 0 · نورد · کارخانه · کارگاه
  • در هزار
  • (سکه) لبه دار · آرد شده · آسیاب شده · خرد شده · کوبیده شده
  • عادی · معمولی · هماره
  • چرخ آسیاب (که معمولا توسط فشار آب به حرکت در می آید)
  • (امریکا) عادی · معمولی · هرروزی
  • پسابهاي خمير كرافت
اضافه کردن

ترجمه های "mills" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه