ترجمه "mining" به فارسی
استخراج معدن, معدن, (ارتش) مین گذاری بهترین ترجمه های "mining" به فارسی هستند.
mining
noun
verb
دستور زبان
The activity of removing solid valuables from the earth. [..]
-
استخراج معدن
nounAnd listen, I wanna get a jump on the mining operations immediately.
.حالا گوش بده ، ميخوام بلافاصله عمليات استخراج معدن شروع بشه
-
معدن
nounتصاویرمعادن نفت
These workmen, whom the government pays for, are dealing with death in coal mines.
در معادن زغال سنگ، این کارگران که دولت به آنها حقوق می دهد، با مرگ دست و پنجه نرم می کنند.
-
(ارتش) مین گذاری
-
ترجمه های کمتر
- برهیخت
- بهره برداری از کان
- حفاری
- معدن کاری
- معدنی
- کان کنی
- کانکاوی
- کانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mining " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mining
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Mining" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mining در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "mining" با ترجمه به فارسی
-
(ارتش) مین · (ارتش) نقب · (از معدن) استخراج کردن · (از هر منبع یا سرچشمه) بهره برداری کردن 0 · (با توطئه و دیگر شگردهای پنهانی) تباه کردن · (با: for) معدن کنی کردن · (حشرات کاونده) سوراخ سوراخ کردن · (در آتش بازی) ترقه ی خوشه ای (که در هوا می ترکد و تبدیل به چند ترقه ی دیگر می شود که به ترتیب می ترکند) · (ضمیر ملکی اول شخص مفرد) مال من · (قدیمی - پیش از واکه یا H به کار می رفت - صفت ملکی) - ام · -ام · آهون · آهون زدن · ازآن من · برای من · برهیخت کردن · برهیختن · برون برد کردن · سمجه (به ویژه نقب که زیر سنگر دشمن و غیره حفر و منفجر می کنند) · مال من · مامن · مرا · معدن · معدن (هر گونه کان به جز کان سنگ که می شود: quarry) · معدن کندن · منبع · منبع سرشار · مین · مین گذاری کردن · نابود کردن (بیشتر می گویند: undermine) · نقب · نقب زدن · ویران کردن · کان · کان کاوی کردن · کانسار
-
فرآیندکاوی
-
داده کاوی
-
(زغالسنگ) سوا و دسته بندی نشده (از نظر درشتی و مرغوبیت) · رجوع شود به run-of-mine( run-of-the-mill هم می گویند) · قاتی
-
استخراج معدن روباز
-
مهندسی معدن
-
مورد کاوی
-
مین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن