ترجمه "minion" به فارسی
قوشعم, مقرب, پایور بهترین ترجمه های "minion" به فارسی هستند.
minion
adjective
noun
دستور زبان
A loyal servant of another, usually more powerful being. [..]
-
قوشعم
nounloyal servant of another more powerful being
-
مقرب
-
پایور
-
ترجمه های کمتر
- یاور
- معشوق
- دار و دسته
- نوچه
- نوکر
- ظریف
- محبوب
- (تحقیرآمیز) سوگلی (به ویژه اگر اهل چاپلوسی باشد)
- (مهجور) معشوقه
- (نادر) لطیف
- از خواص
- افسر جز
- رجوع شود به minyan
- مامور دونپایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Minion
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Minion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Minion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن