ترجمه "minstrel" به فارسی
خنیاگر, شاعر, خنياگر بهترین ترجمه های "minstrel" به فارسی هستند.
minstrel
noun
verb
دستور زبان
(historical) A medieval traveling entertainer who would sing and recite poetry, often to his own musical accompaniment. [..]
-
خنیاگر
nounAll that black minstrel stuff.
تمام چیزهای که خنیاگر سیاه و سفید.
-
شاعر
nounMy minstrel, Willy Gentle, here, was just about to inspire us by singing one of the adventures of bold Captain Cully and his men.
شاعر من ، ويلي نجيب ، اينجاست ازش مي خواهم كه با خواندن يكي از ماجراهاي كاپيتان كالي بزرگ و مردهايش به ما الهام ببخشد
-
خنياگر
-
ترجمه های کمتر
- نقال
- رامشگر
- باهار
- سراینده
- (قدیمی) شاعر
- (قرون وسطی) رامندی
- بازیگر نمایش های مینسترل
- خنیاگر دوره گرد
- مطرب دوره گرد
- نقال سیار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minstrel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "minstrel"
عباراتی شبیه به "minstrel" با ترجمه به فارسی
-
نمایش مینسترل (نوعی شادمایش که در آن صورت خود را سیاه می کنند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن