ترجمه "mint" به فارسی
نعناع, ضرابخانه, پودنه بهترین ترجمه های "mint" به فارسی هستند.
mint
adjective
verb
noun
دستور زبان
(intransitive, provincial, Northern England, Scottish) To try, attempt; take aim. [..]
-
نعناع
nounherb flavouring [..]
She even took time to freeze mint leaves and raspberries in ice cubes.
اون حتي يه زماني ميخواست برگهاي نعناع و تمشکها رو توي مکعبهاي يخي فريز کنه
-
ضرابخانه
money-producing building or institution [..]
They were bent on profitable cruises, the profit to be counted down in dollars from the mint.
هم ایشان همه متوجه سفرهای سودآور بود و سود آنس فرها بایست به صورت دلارهایی که از ضرابخانه بیرون میآید شمرده میشد.
-
پودنه
nounplant
-
ترجمه های کمتر
- سکه زدن
- توده
- زیاد
- تازه
- دسته
- دودکش
- کوهستانی
- کوهستان
- سیلاب
- منبع
- کوه
- فراوانی
- فراوان
- نو
- (گیاه شناسی)
- انواع آب نبات های نعناع دار
- توده کاه
- جعل کردن
- درم سرا M( -2 بزرگ) اداره ی مسئول سکه زنی
- دست نخورده
- سیل کلمات
- ضرب کردن
- مثل روز اول
- مقدار زیاد
- میزان پایان ناپذیر
- نعناع (Mentha viridis)
- نعناعیان (انواع گیاهان خوشبوی تیره ی Mentha)
- وابسته به تیره ی Laimiaceae از راسته ی Lamiales که از گیاهان دولپه ای و خوشبو بوده و پونه و نعناع نیز جزو آنها هستند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mint
-
نعنا
تصاویر با "mint"
عباراتی شبیه به "mint" با ترجمه به فارسی
-
سوسنمبر · منتا آکوآتیکا · نعناع برگاموت · پونه آبی
-
نعنائیان
-
شربت طبی · نوشابه ی حاوی بوربن یا براندی و شکر و برگ نعناع و یخ خرد شده
-
سس نعناع
-
برنامهریزی مواد مورد نیاز
-
خاگینه نعنا
-
منتا ژنتیلیس · نعناع سيب
-
منتا آرونسیس · نعناع ژاپني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن