ترجمه "miscellaneousness" به فارسی
گوناگونی, تنوع بهترین ترجمه های "miscellaneousness" به فارسی هستند.
miscellaneousness
noun
دستور زبان
Quality of being miscellaneous.
-
گوناگونی
passed easily to a half enthusiastic half playful picture of the enjoyment he got out of the very miscellaneousness of Rome
به آسانی با لحنی نیمه علاقمند و نیمه خندان، گفتگو را به لذتی که از گوناگونی رم میبرد کشاند
-
تنوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " miscellaneousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "miscellaneousness" با ترجمه به فارسی
-
بطور متنوع · بطور گوناگون
-
(دارای استعدادها و تجربیات جورواجور و غیره) چندکاره · آمیخته · جنگ سان · جورواجور · رنگارنگ · متفرقه · متنوع · چند جانبه · چندسویه · گوناگون
-
هزینههای متفرقه شغل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن