ترجمه "mischief" به فارسی
فتنه, شیطنت, شرارت بهترین ترجمه های "mischief" به فارسی هستند.
mischief
noun
دستور زبان
Harm or evil caused by an agent or brought about by a particular cause. [..]
-
فتنه
nounThe coadjutor! cried the queen, that dreadful mischief maker! It is he who has raised all this revolt.
این مفسد فتنه کار که همه این آشوب و غوغا را او روبهراه کرده است؟
-
شیطنت
nounI heard one way and another that somebody might try doing some mischief up there.
ازیه جاهایی شنیدم که ممکنه یه نفربخواد اونجا شیطنت کنه.
-
شرارت
nounThe busy people achieve their full share of mischief in the world, you may rely upon it.
مردمی که کار دارند نیز از شرارت بیبهره نیستند شما به این حقیقت اطمینان داشته باشید.
-
ترجمه های کمتر
- صدمه
- اذیت
- آزار
- رندی
- نابکاری
- بازیگوشی
- آشوب
- شهرآشوب
- شهرآشوبی
- ناقلایی
- ناقلا
- (آدم یا بچه) شیطون
- آدم شرور
- آسیب (به ویژه توسط شخص)
- بد ذاتی
- سبب دردسر
- شر به پا کن
- فتنه انگیز
- مایه ی شر
- مایه ی صدمن شیر
- وسوسه شیطانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mischief " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mischief" با ترجمه به فارسی
-
دو به هم زن · شر به پا کن · شهرآشوب · فتنه انگیز · مایه ی صدمن شیر · مزاحم · مفسد
-
(حقوق) رساندن آسیب عمدی به مال دیگری
-
بد ذاتی · رندی · شرارت · فتنه · نابکاری · وسوسه شیطانی
-
دو به هم زن · شر به پا کن · شهرآشوب · فتنه انگیز · مایه ی صدمن شیر · مزاحم · مفسد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن