ترجمه "misdo" به فارسی

بدانجام دادن, (مهجور) بدی کردن, اجحاف کردن بهترین ترجمه های "misdo" به فارسی هستند.

misdo verb دستور زبان

(archaic, intransitive) To do evil. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدانجام دادن

    verb
  • (مهجور) بدی کردن

  • اجحاف کردن

  • ترجمه های کمتر

    • جور کردن
    • عوضی انجام دادن
    • غلط انجام دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " misdo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "misdo" با ترجمه به فارسی

  • بد کرداری · بزه · جرم · خلاف
اضافه کردن

ترجمه های "misdo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه