ترجمه "miser" به فارسی

خسیس, زراندوز, زرپرست بهترین ترجمه های "miser" به فارسی هستند.

miser noun دستور زبان

(pejorative) A person who hoards money rather than spending it; one who is cheap or extremely parsimonious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خسیس

    adjective noun

    For 25 lire a month, you're all such misers.

    برای 25 لیر درماه ، انقدر خسیس میشی.

  • زراندوز

  • زرپرست

  • ترجمه های کمتر

    • ژکور
    • زفت
    • فرومایه
    • (مهجور) لئیم
    • تنگ چشم
    • دنیا دوست
    • مال اندوز
    • مال دوست
    • گنج آگن
    • گنج اندوز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "miser"

عباراتی شبیه به "miser" با ترجمه به فارسی

  • بدبختی · تهی دستی
  • با بدبختی · بسیاربد · به بیچارگی · به نکبت
  • بدبخت · بسیار بد · بنجل · تیره بخت · خجلت آور · رقت آور · رقت انگیز · رنج آور · سزاوار دلسوزی · سیه روز · شرم آور · عذاب دهنده · فلاکت بار · فلک زده · قابل ترحم · محنت بار · مصیبت بار · مفلوک · منفور · نابسنده · نامرغوب · ناچیز · ناکافی · نگون بخت · پست · کرم گرفته · کمبود ویتامین
  • بدبخت · بسیار بد · بنجل · تیره بخت · خجلت آور · رقت آور · رقت انگیز · رنج آور · سزاوار دلسوزی · سیه روز · شرم آور · عذاب دهنده · فلاکت بار · فلک زده · قابل ترحم · محنت بار · مصیبت بار · مفلوک · منفور · نابسنده · نامرغوب · ناچیز · ناکافی · نگون بخت · پست · کرم گرفته · کمبود ویتامین
اضافه کردن

ترجمه های "miser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه