ترجمه "miserably" به فارسی

بسیاربد, با بدبختی, به بیچارگی بهترین ترجمه های "miserably" به فارسی هستند.

miserably adverb دستور زبان

In a miserable manner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسیاربد

  • با بدبختی

    The company workers were crowded together in miserable barracks.

    از سوی دیگر، کارگران با بدبختی تمام در خواب گاههای خود درهم میلولیدند.

  • به بیچارگی

  • به نکبت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miserably " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "miserably" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) لئیم · تنگ چشم · خسیس · دنیا دوست · زراندوز · زرپرست · زفت · فرومایه · مال اندوز · مال دوست · ژکور · گنج آگن · گنج اندوز
  • بدبختی · تهی دستی
  • بدبخت · بسیار بد · بنجل · تیره بخت · خجلت آور · رقت آور · رقت انگیز · رنج آور · سزاوار دلسوزی · سیه روز · شرم آور · عذاب دهنده · فلاکت بار · فلک زده · قابل ترحم · محنت بار · مصیبت بار · مفلوک · منفور · نابسنده · نامرغوب · ناچیز · ناکافی · نگون بخت · پست · کرم گرفته · کمبود ویتامین
  • بدبخت · بسیار بد · بنجل · تیره بخت · خجلت آور · رقت آور · رقت انگیز · رنج آور · سزاوار دلسوزی · سیه روز · شرم آور · عذاب دهنده · فلاکت بار · فلک زده · قابل ترحم · محنت بار · مصیبت بار · مفلوک · منفور · نابسنده · نامرغوب · ناچیز · ناکافی · نگون بخت · پست · کرم گرفته · کمبود ویتامین
اضافه کردن

ترجمه های "miserably" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه